محمدتقى نورى
264
اشرف التواريخ ( فارسي )
سركردگى پيرقلى خان قاجار و ساير سركردگان قاجار « 1 » به تكاميشى آنها مأمور گرديده ، كه در همهجا تعاقب آن تيره رايان نموده ، به هنگام فرصت دستبردى زده باشند ، و ليكن به قاعده و ضابطهاى « 2 » كه راه مىپيمودند ، مجال فرصت از براى غازيان « 3 » نشده ، آنچه « 4 » خاطرخواه ايشان بود ، « 5 » از قوّه به فعل نيامده ، هميشه در كمال حزم و احتياط « 6 » راه مىپيمودند . مع هذا عساكر نصرتپيرا از وفور دليرى و ظهور تهوّر « 7 » عرصه را بر آن مخذولان تنگ و همهجا بىمحابا آمادهء رزم و جنگ بوده ، متهوّرانه بر آن گروه مىتاختند و به قدر وسع هنگامهء خودنمايى گرم « 8 » مىساختند و سردار روس به آهستگى جنگ و « 9 » گريزى داشت و هميشه خاطر بر محارست و محافظت تابعين خود « 10 » مىگماشت . هروقت كه غازيان منصور در اطراف و جوانب حملهور گشته ، زور مىآوردند ، در همانجا رحل اقامت را گشوده ، معسكر خويش مىساخت و در مقام مدافعه برآمده ، به مجادله « 11 » مىپرداخت و بدين وتيره « 12 » راه مىسپريد تا در زمانى ممتد « 13 » به گنجه رسيده ، خود را به قلعهء آنجا كه در تصرّفش بود كشيد و چند روزى در آنجا از زحمت راه آسوده و اسباب و تدارك قلعگيان را بهقدر ميسور مرتّب و مهيّا داشته « 14 » ، از راه وخامت و تلبيس عازم تفليس شد « 15 » و به همان قاعده و روش متهوّران نصيرىمنش در قتل و اسر آن طايفهء مخذوله « 16 » تقصير نكرده ، اگرچه ( 101 ب ) بعضى از جوانان نامى قزلباش درين سفر از شعلهء توپ جانفرسا محترق و اجزاى مجموعهء ايشان به ضرب گلوله متفرق گرديد ، نهايت قريب به ده دوازده « 17 » نامرد از آن جماعت شقاوتپرورد به
--> ( 1 ) . مج : و ساير سرداران شجاعت آثار ايل جليل قاجار . ( 2 ) . مج : به ضابطه و قاعدهاى . ( 3 ) . مج : غازيان ظفرنشان . ( 4 ) . مج : كه آنچه . ( 5 ) . مج : است . ( 6 ) . مج : به فعل آورده باشند هميشه به آيين شايسته طريق حزم مرعى داشته . ( 7 ) . مج : تهور و ظهور دليرى . ( 8 ) . مج : به قدر وسع كار ايشان را . ( 9 ) . ملك : « و » ندارد . ( 10 ) . مج : محافظت و محارست كفره روس . ( 11 ) . مج : مقابله و مدافعه . ( 12 ) . متن : وطيره . ( 13 ) . مج : تا زمان ممتدى . ( 14 ) . مج : مرتب نموده . ( 15 ) . مج : گرديد . ( 16 ) . مج : آن گروه مكروه . ( 17 ) . مج : ده دوازده هزار .